محمد ابراهيم آيتى

539

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

سخنانى پيرامون سريّهء مؤته 1 - در إعلام الورى پس از ذكر أمراى جيش به ترتيبى كه از بيشتر مورّخان نقل شد مىگويد : در روايتى از « أبان بن عثمان » از امام صادق - عليه السلام - آمده است كه : رسول خدا - صلى اللّه عليه و آله - « جعفر » را فرماندهء لشكر قرار داد و پس از كشته شدن او ، « زيد » و پس از كشته شدن « زيد » « عبد اللّه بن رواحه » را [ 1 ] . 2 - در كتاب إنسان العيون آمده است : پس از آن كه رسول خدا سه نفر از اميران را به ترتيب نام برد مردى از يهوديان كه آنجا بود گفت : اى ابو القاسم ! اگر تو پيامبر باشى ، اينان كه نام بردى همگى به شهادت خواهند رسيد ، چه پيامبران « بنى إسرائيل » هرگاه چنين مىگفتند كه : اگر فلانى كشته شد ، ناچار او كشته مىشد [ 2 ] . 3 - مقريزى در إمتاع الأسماع آورده است كه : مسلمانان در جنگ « مؤته » مختصر كالائى هم به غنيمت گرفتند : مردى انگشترىيى را نزد رسول خدا آورد و گفت : من صاحب اين انگشترى را در « مؤته » كشته‌ام ، رسول خدا انگشترى را به خود او ارزانى داشت . « خزيمة بن ثابت » هم در آن روز مردى را كشت كه خودى ياقوت نشان داشت ، خود را برگرفت و نزد رسول خدا آورد ، رسول خدا هم آن را به خود او بخشيد ، « خزيمه » خود را به صد دينار بفروخت [ 3 ] . 4 - جملهء « الآن حمى الوطيس » يا « . . . قد حمى الوطيس » يعنى اكنون تنور جنگ تافته شد و جنگ به سختى كشيد ، از كلمات قصار رسول خدا - صلى اللّه عليه و آله - است كه در روز « مؤته » در آن هنگام كه در مدينه جريان جنگ را بازمىگفت فرموده است .

--> [ 1 ] - ص 64 ، چاپ 1312 . [ 2 ] - ج 3 ، ص 77 . [ 3 ] - ج 1 ، ص 352 .